من در سرزمینی زندگی می کنم که "دویدن" سهم کسانی است که "نمی رسند "و "رسیدن "حق کسانی است که "نمی دوند."
این دفعه بعد از مدتا دارم اپ می کنم
و می خوام به جای این که با شعرام حرف بزنم با عکسام احساسمو بیان کنم بنویسم
از تک تک حرفایی که پس این همه بغض مجال خروج ندارن
اره بازم می خوام از عشقم بگم
ازم رنجیده بدونه این که بخوام ناراحتش کنم
چند روزیه که دلم خف گرفته هم دلتنگشم هم کلی کار سرم ریخته که حتی نمی دونم از کجا شروع
کنم و کجا تمومش کنم
تو این روزا که دلم داره می ترکه فقط با خاطرش با یادش خودمو اروم کردم
تازه فردا می خواست بیاد پیشم منم که از خدا خواسته
ولی می دونستم اگه فردا پیشم باشه بیشتر دلش می شکنه
اخه از همه طرف شرایط قمر در عقربه
تو این مدت تنها اهنگی که مسکن روحم بود اهنگ شادمهر بود که واقعا احساس می کردم داره حرف
دلمو می زنه (باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر...!!)
نمی دونم چجوری بیان کنم عشقمو براش ولی بد جوری عاشقشم
به خدا میمیرم براش اما چه فایده...
گاهی وقتا بعضی اتفاقا طوری جور چین میشن که اصلا انتظارشو نداری و بعد...
میدونید العان به خاطر این که از دست زنگ زدنم خلاص شه تلفونشو خاموش کرده
منم قلبم تو دهنم
به خدا دلم خونه
داشت گریه می کرد
باعثش من بودم خدا منو بکشه من لعنتی باعث شدم عشقم دلش بشکنه
من نزاشتنم بیاد پیشم
چون فردا...
چون فقط تنها کاری که کردم از بین بد و بدتر بدو انتخاب کردم
اگه میومدو من نمیتونستم باهاش باشم چی
اگه منو تو اون وضع میدید چی میشد
داغون می شد
من نمی خوام ناراحتیشو ببینم با این وجود خودمم داغونم
راستی
دانشگاهش جور بود ولی نمی دونم خوشبختانه یا متاسفانه یکی از دوستام یه چیزای جالبی در مورد
بعضی افراد گفت که واقعا اشتباه محض بود به این سادگی دم به تله میدادم
خیلی دوست داشتم فرا ثبت نام شه خوشهالیو تو چشاش می دیدم
خیلی منتظر اون لحظه هستم که دستشو بگیرم و برسونمش دانشگاه
خیلی می خوام روز اول دانشگاه رفتنش باهاش شوخی کنم و سر چه تیپ لباس پوشیدنش سر به
سرش بزارم...
اما اینا فقط یه ارزوه...!!
می خواستم بهش بگم این فقط تویی که منتظری
این فقط تویی که حلاکی ؟داغونی!!
من که لحظه شماری می کنم برا دیدنت
پس من چی
من دل ندارم من درد ندارم
مگه من بهت احتیاج ندارم
به خدا منم ادمم منم ممکنه عصبی شم منم ممکنه از کوره در برم
ولی کسی منو نمی فهمه...
تمام سعیمو می کنم که به ارزوهاش برسه
دیگه بغض امونمو بریده
دوست دارم داد بزنم
دوست دارم العان پیشش بودم و می گفتم عشقم فقط به خاطره.......نزاشتم بیای
ولی میمیرم برای اون لحظه که چشامو تو چشاش بدوزم او از ته دلم بگم بهش دوستت دارم
اون اگه تمام وجودمو تمام غرورمو له کنه بازم عاشقشم بازم دیوونشم
بازم میرم دنبالش گدایی عشقش
اخه به مولا میمیرم براش
به خدا من تمام وجودم به عشقش زندست
اما دیگه نمی دونم چی کار کنم که از دلش در بیاد
به خدا منم پر دردم
پر بغض پر گریه
تو این مدت دردامو به کسی نگفتم
تو دلم موند
ولی العاد دلم پکیده
داغــــــــــــــــــــــــــــــــــونم اشکام دارن می بارن بعد از یه وقفهی طولانی حتی دیگه کیبردم نمی بینم
کاش میشد که ثابت کنم همه کار براش کردم و می کنم
کاش می شد دلیل نزاشتنم برای اومدنشو بدونه
کاش می شد...
ولی اگه منو اون جور میدید چی میشد
واقعا چه حالی بهش دست می داد...
اون بیاد منم برم بدونه هیچ با هم بودنی
نه انصاف نبود
بزار بازم نقش ادم بد رو من بازی کنم
اخه بارونکم همیشه بهترینه
همیشه پاکه
همیشه خوبه
این فقط یه تیکه از دردام بود که نوشتم تا داغونتر نشم
ولی عشقم من نامرد نیستم
فقط بد شانسم...
فقط خیلی دیوارم کوتاهه
کاش می تونستم همه ی حرفامو اینجا بنویسم ولی حیف...
یا علی
بارونکم دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم...
بازم بهت میگم یا علی فدای تک تک اشکات